
کجایی همسرم
Faridahmadmohamadi
Criada com HeartMuLa
Faça uma música como esta
Transforme um nome, uma lembrança ou a sua própria letra em uma música em poucos minutos.
Prompt
عنوان: یاد تو [مقدمه] شب شده و باز دلم بیقرار است جای تو در خانه خالی، روزگار است هر طرف را مینگرم، یاد تو میآید دل بدون تو چه سختی میکشد، ای یار [بند اول] رفتی و بعد از تو این خانه غریب است هر گوشهاش پر از خاطرات توست آن جای خالی که همیشه میدیدمت امشب دوباره چشم من دنبال توست صدای خندهات هنوز در گوش من هست عطر حضورت مانده در این خانه هنوز هر شب به یاد روزهایی که گذشت مینشینم، میکنم با خاطراتت گفتوگو [ترجیعبند] کجایی همسرم، دلم برایت تنگ است این دل بیتو هر شب غمگین و دلتنگ است هر جا که هستی، خدا نگهدارت باشد ولی بدان دلم هنوز چشمانتظارت هست کجایی همسرم، شبها نمیخوابم به یاد چشمهای تو آرام نمییابم فاصله هرقدر که بین ما افتاده تو را از قلب خودم هرگز نمیرانم [بند دوم] یادت میآید آن روزهای با هم بودن؟ آن خندهها، آن حرفهای ساده و شیرین حالا من ماندهام و یک اتاق ساکت و یک عالم خاطره در دل غمگین گاهی به عکسهایت آرام نگاه میکنم گاهی دلم میخواهد صدایت را بشنوم اگرچه فاصله میان ما زیاد شده باز هم تو را از ته دل دوست دارم [ترجیعبند] کجایی همسرم، دلم برایت تنگ است این دل بیتو هر شب غمگین و دلتنگ است هر جا که هستی، خدا نگهدارت باشد ولی بدان دلم هنوز چشمانتظارت هست [بند سوم] صبح میشود، ولی برای من شب است وقتی کنارم نیستی، دنیا چه سرد است چای روی میز است، اما جای تو خالی خانه بدون تو برایم مثل یک درد است نه میخواهم گلایه کنم، نه شکایت فقط دلم برای حضورت تنگ شده کاش یک روز دوباره درِ خانه باز شود و ببینم که تو برگشتی، غم تمام شده [پل احساسی] اگر صدایم به تو میرسد از این فاصله بدان که هر شب دعایت میکنم خدا کند روز جدایی آخر برسد و دوباره دستت را کنار خود ببینم اگر دوری، دلم نزدیک تو مانده اگر ساکتی، هنوز صدایت در دلم مانده زمان هرقدر بگذرد، یک چیز نمیگذرد یاد تو از قلب من هیچوقت نمیرود [ترجیعبند پایانی] کجایی همسرم، دلم برایت تنگ است این دل بیتو هر شب غمگین و دلتنگ است هر جا که هستی، خدا نگهدارت باشد دعای من همیشه همراهت هست برگرد، که این خانه بدون تو ساکت است برگرد، که دلم از دوری تو خسته است من هنوز همان فریدِ روزهای قبل هستم که قلبش برای دیدن تو بیتاب است [پایان آرام] شبها میگذرد... روزها میآید... اما جای تو هنوز خالیست... من با خاطراتت زندگی میکنم تا روزی که دوباره چشم در چشم تو بگویم: «دلم خیلی برایت تنگ شده بود...» تحیهکننده: فرید احمد محمدی