کیف جا مونده بود
pop

کیف جا مونده بود

Mohammad hosein Sadatnia

0 喜欢3:002026年10月24日

由 HeartMuLa 创作

也为自己做一首这样的歌

把一个名字、一段回忆或你写的歌词,几分钟变成一首歌。

做成礼物

提示词

رفیقم صبح از خونه زد بیرون، راهیِ کار و روزگار بی‌خبر از اینکه کیفش مونده، همون گوشه‌ی خونه کنار توی اون کیف، کارت و وسایل، هرچی لازم داشت با خودش امانتی هم بود از رفیقش، که باید می‌رسید به دستش قرار بود بعدِ کار بره خرید، با خیالِ یه روزِ خوب ولی کیفش جا مونده بود، و برنامه‌هاش به هم خورد، از صبح تا غروب کارتِ بانکی توی کیف بود، خرید هم موند برای بعد تمام برنامه‌های اون روز، با جا موندنِ کیف به هم ریخت و از دست رفت رفیقش چشم‌به‌راهِ امانت، منتظر بود تا غروب خبر نداشت که کیف جا مونده، توی خونه، همون روزِ خوب وقتی فهمید کیف همراهش نیست، دلش پر شد از سؤال فکر کرد شاید بی‌وفایی بوده، شاید پشتِ این سکوت، حرفی هست در میان حسِ تلخِ بی‌مرامی، نشست آروم توی قلبش فکرِ خیانت هم گذشت، سنگین و تلخ، از ذهنش شاید نمی‌دونست ماجرا، فقط یه اشتباهِ ساده بود شاید نمی‌دید که امانت، هنوز توی همون کیف جا مونده بود نه حرفی موند، نه گرمایی، نه مثل قبل اون اعتماد بینِ دو رفیقِ قدیمی، یه دیوارِ سرد افتاد روز گذشت و شب رسید، خسته برگشت سمتِ خونه فکرش هنوز درگیرِ اون روز و حرف‌های نگفته بود، توی سینه در رو باز کرد و وارد شد، خسته و خاموش و بی‌صدا ناگهان چشمش افتاد به کیفش، همون گوشه، درست همون‌جا همون کیفی که صبح ندیدش، همون کیفی که جا گذاشت کیف رو دید و یادش افتاد، چه چیزی رو با خودش نبرد و چه چیزی رو جا گذاشت آروم رفت و کیف رو برداشت، قلبش پر شد از حسرت امانت هنوز داخلِ کیف بود، دست‌نخورده و سالم، سرِ جاش کارت و همه‌ی وسایلش، هنوز همون‌جا باقی بود فقط یک چیز دیگه سرِ جاش نبود؛ اعتمادی که بینِ اون دو رفیق بود اون لحظه فهمید ماجرا، نه خیانتی در کار بود نه قصدِ بی‌مرامی داشت؛ فقط کیفش جا مونده بود، و همین اشتباهِ ساده، دلِ یک رفیق رو آزرده بود اما بعضی سوءتفاهم‌ها، وقتی به دل راه پیدا کنن حتی وقتی حقیقت روشن شه، باز هم سخت می‌شه از دل جداشون کرد کیف جلوی چشمش افتاد، و حقیقت هم همراهش بود؛ امانت هنوز توی کیف بود، اما اعتماد... دیگه مثل قبل نبود. [Verse] [Chorus]