
پرنده روی پیادهرو
میثم خندانی
由 HeartMuLa 创作
也为自己做一首这样的歌
把一个名字、一段回忆或你写的歌词,几分钟变成一首歌。
提示词
جِنازِه بودْ، وَقْتی رِسیدْ، خونِه، رو تَخْتِ خوابْ، دُوبارِه شُد وِلُو وَلی بَرایِ دیدَنِ یِکی، ساعَتِشُ بازَمْ، کِشیدْ، جِلُو پَرْدِه هایِ کَثیفُ شُسْت و بَعْدْ، گَرْدِ رویِ آیِنِه رُو گِرِفْتْ، پاییزِه، اَمّا، کَرْدِه اَزْ، حالا، خونِه تِکونی، واسِه، سالِ نُو مِثْلِ یِه پَنْکِه، چَرْخْ، زَدْ، چِشاشْ، تو کُمُدِ لِباسِ مادَرِش رَقْصیدْ، بازَمْ جِلُویِ آیِنِه، وَقْتی، کِه کَرْدْ، پیرهَنِشُ پُرُو پَرَنْدِه یِ دِلِشْ، پَرِید و رَفْتْ، رو لَبِ طاقْچِه مُنْتَظِر نِشَسْتْ دُکْتُرْ، نگُفْتِه بود، کِه میمیرِه، پَرَنْدِه ای کِه دیدِه تو اِکُو پَرَنْدِه ای، کِه کُوچْ کرْدِه اَز جُنُوب،سادِه نیست! اون فَقَطْ، مِثْلِ هَمیشِه گیج می زَنِه! وَقْتی کِه «مَن» میگِه بِه جایِ «مُو»! وَقْتی کِه مَنْ می گِه بِه جایِ مُو... نَدارِه، طاقَتِ پَرَنْدِه رُو، اینْ، قَدْ کِه با تَمومِ خَسْتِگیشْ تا بوقِ سَگ، واسِه یِه لُقْمِه نون، با صَدْ نَفَر کَرْدِه «یِکی بِه دُو» حالا، دِرازِه رو بِه قِبْلِه تا، یِکَمْ بِخْوابِه، لا اَقَلْ، وَلی چِشاشْ، کِه گَرْمْ میشِه، خونه رُو، رُویِ سَرِشْ میذارِه رادیُو... مُوجُ عوَض میکُنِه پُشْتِ هَمْ مُوجُ عوَض میکُنِه پُشْتِ هَمْ ، دَسْتایِ دَمْ دَمی، مِزاجِ اون بالا میاره رادیُو حالا، نَقْدِ یِه فیلْمُ اَز «تارانْتینُو»... زُلْ میزَنِه، بِه سَقْفِ آرِزوشْ، بِه آدَما کِه فِکْر ْ میکُنِه «حَرومْزادِه هایِ لَعْنَتی»، پِلِی میشِه تویِ سَرِش یِهُو! «حَرومْزادِه هایِ لَعْنَتی»، پِلِی میشِه تویِ سَرِش یِهُو! حالا، دِرازِه رو بِه قِبْلِه تا، یِکَمْ بِخْوابِه، لا اَقَلْ، وَلی چِشاشْ، کِه گَرْمْ میشِه، خونه رُو، رُویِ سَرِشْ میذارِه رادیُو... مُوجُ عوَض میکُنِه پُشْتِ هَمْ ، دَسْتایِ دَمْ دَمی، مِزاجِ اون بالا میاره رادیُو حالا، نَقْدِ یِه فیلْمُ اَز «تارانْتینُو»... رو تَخْتِ خوابْ، وِلُو شُدِه وَلی، پا میشِه و واسِه کَسی کِه نیست! بَرایِ شَامْ، چَنْدْ، تا غَزَلْ، آمادِه میکُنِه بُدُو بُدُو... آمادِه می کُنِه، بُدُو بُدُو... پَرَنْدِه، کِزْ کَرْدِه، یِه گوشِه و، مِیبینِه پُشْتِ شیشِه زَنْ چِه طُور پُرْ میکُنِه، تُفَنْگِشُ سَریعْ، با ساچْمِه هایِ تو عَدَسْ پُلُو... --- صِدایِ شِلّیکُ کِه میشْنَوِه، سَرِشْ رُو میکُوبِه بِه پَنْجرِه اَمّا دیگِه دیرِه و اُفْتادِه... پَرَنْدِهای رویِ پیادِهرُو... اَمّا دیگِه دیرِه و اُفْتادِه... پَرَنْدِهای رویِ پیادِهرُو... صِدایِ شِلّیکُ کِه میشْنَوِه، سَرِشْ رُو میکُوبِه بِه پَنْجرِه اَمّا دیگِه دیرِه و اُفْتادِه... پَرَنْدِهای رویِ پیادِهرُو...